عملی بودن معنی انگلیسی practicality utility واژههای انگلیسی با این معنی practicability عملي بودن، امکان، قابليت اجرا practicable عملي بودن، امکان، قابليت اجرا practicality عملي بودن، سودمندي، مفيديت practicalness عملي بودن، سودمندي، مفيديت impracticability غير عملي بودن، عملي نبودن، اجرا ناپذيري pragamatist کسيکه عملي بودن هر چيز را ضر ر ميداند، ف ضول، نخود اش applicability مناسبت، عملي بودن، قابليت اجراء feasibility امکان، عملي بودن feasibilty امکان پذيري، عملي بودن. sensibleness محسوسيت، نماياني، عملي بودن