عملیات نظامی معنی انگلیسی action war واژههای انگلیسی با این معنی counter military ضد عمليات نظامي، مقابله باعمليات نظامي tactical plan طرح عمليات تاکتيکي، طرح عمليات نظامي politico military امور سياسي نظامي، عمليات سياسي نظامي terminal command فرماندهي بارانداز نظامي، يکان عمليات سکوي نظامي combined staff ستاد مرکب، ستاد مختلط، ستاد متشکل از national command يکان يا قسمت نظامي مربوط به هر ملت در، عمليات چند کشور anticrop operations عمليات کاربرد آفات کشاورزي در عمليات، نظامي