عمومی کردن معنی انگلیسی generalize واژههای انگلیسی با این معنی communize عمومي کردن، دراختيارعموم گذاردن offending public decency جريحه دار کردن عفت عمومي graymail فشار افکار عمومي براي وادار کردن شخص به، افشاگري generalize عموميت دادن (به)، عمومي کردن، تحت قانون کلي دراوردن popularize وجهه ملي دادن، عمومي کردن، تعميم کردن exclusion principle اصل مستثني کردن (معيار تشخيص کالاهاي، عمومي از غير عمومي)، اگر بتوان مانع billboard تابلو بزرگ اعلانات که کنار بزرگراه ها و، گذرگاه هاي، عمومي ميزنند denationalization تبديل مجدد مالکيت عمومي به مالکيت خصوصي، بازگشت به وضع قبل از ملي کردن publicize تبليغات کردن، اگهي کردن، باطلا ع عمومي رساندن.