عوارض
معنی انگلیسی
duty revenue tax
واژههای انگلیسی با این معنی
- rate of duty نرخ عوارض
- terrain features عوارض زمين، پستي و بلنديهاي زمين
- stamp tax تمبر عوارض، تمبر مالياتي.
- berthage عوارض اسکله، حق لنگر اندازي
- feature line خط عوارض زمين، خط پست و بلندي زمين
- rates and taxes عوارض وماليات
- scatt ماليات عوارض.
- infill عوارض روي نقشه، نقاط کشيده شده روي نقشه
- key terrain features عوارض حساس زمين
- tollkeeper متصدي وصول عوارض، باجگير
- protective duty حقوق و عوارض حمايتي، حقوق گمرکي حمايت، کننده
- duty free معاف از عوارض گمرکي
- plane table map نقشه مسطحه عوارض نما
- contour flying پرواز از روي عوارض زمين، پرواز به طور، مماس با عوارض زمين يا سينه مال
- customs and excise اداره حقوق و عوارض گمرکي
- river dues عوارض استفاده از آبراهها
- shaded relief عوارض مشخص يا بسيار ناهموار
- air contographic photography عکسبرداري هوايي از عوارض زمين
- tallagers مامور جمع آوري ماليات و عوارض
- specific duties عوارض گمرکي براساس مشخصات کالا
- delivered duty paid تحويل پس از پرداخت عوارض مربوطه، يکي از قراردادهاي اينکوترمز که در آن، فروشنده کليه اقدامات لازم از جمله پرداخت
- contour flight پرواز سينه مال از روي عوارض زمين، پرواز در مسير عوارض زمين
- terrain following پرواز سينه مال از روي عوارض زمين
- thermokarst عوارض برجسته اي که از ذوب شدن يخها و، توليد سوراخها و غارها در زمين حاصل ميشود