عکسبرداری
معنی انگلیسی
shot
واژههای انگلیسی با این معنی
- photoreconnaissance عکسبرداري اکتشافي.
- infrared imagery عکسبرداري مادون قرمز، عکاسي با استفاده از اشعه مادون قرمز
- air survey photography عکسبرداري تجسسي هوايي، عکسبرداري اکتشافي هوايي
- basic cover عکسبرداري اوليه هوايي
- phototypography چاپ بوسيله عکسبرداري.
- air survey camera دوربين عکسبرداري هوايي
- skiascopy عکسبرداري از شبکيه چشم.
- telephotographic عکسبرداري از مسافات دور.
- air contographic photography عکسبرداري هوايي از عوارض زمين
- photofluorography عکسبرداري از تصويرهاي فلورسکپي
- air photographic شناسايي از طريق عکسبرداري هوايي، شناسايي با استفاده از عکس هوايي
- photomechanical وابسته به چاپ از طريق عکسبرداري
- continuous strip camera دوربين عکسبرداري به طريق نوار مداوم
- pyelography عکسبرداري از کليه ها و مثانه و پيشابراه، قلوه نگاري
- sonne photography روش عکاسي به طريقه عکسبرداري از يک نوار، ممتد زمين
- phototelegraphyt مخابره تلگرافي عکس، عکسبرداري راديويي.
- mammography پستان نگاري، عکسبرداري از پستان
- air station ايستگاه عکس برداري هوايي، نقطه تمرکز عکسبرداري هوايي، ايستگاه هواشناسي
- continuous strip photography عکاسي به طريق نوار مداوم، عکسبرداري هوايي با نوار مداوم
- bitewing فيلم اشعه ي ايکس که داراي لبه اي است که براي، عکسبرداري از دندانها بين دندانها قرار، ميگيرد.
- reflight پرواز مجدد روي منطقه عکاسي شده براي، تجديد عکسبرداري از نقاطي که در دور اول، حذف شده اند
- wide angle وآيد انگل، عکسبرداري با زاويه ديد عريض 90 درجه اي
- phototostat رونوشت برداري بوسيله عکاسي، دستگاه، عکسبرداري ازاسناد
- comouflage detection photography نوعي عکاسي که با استفاده از فيلم مخصوص، انجام شده و استتار دشمن را کشف مي کند، عکسبرداري ضد استتار