غافلگیر معنی انگلیسی unwary واژههای انگلیسی با این معنی trap mine مين تله انفجاري شده، مين غافلگير کننده quick count کوتاه کردن علامتهاي قراردادي بوسيله مهاجم، مياني در خط تجمع بمنظور غافلگير کردن تيم، مدافع aback قهقرائي، به عقب، غافلگير blindside به حريف از طرفي که نميبيند تنه زدن، ناگهان و از خفا حمله کردن، غافلگير کردن hip shoot تيراندازي غير مترقبه با اشغال موضع، ناگهاني، تير سريع shock action عمل غافلگيري، غافلگيري، حمله ناگهاني outflank ازجناح خارجي بدشمن حمله کردن.، پيشدستي کردن، رندي کردن surprize تعجب، شگفت، حيرت