غالبا معنی انگلیسی most preponderantly واژههای انگلیسی با این معنی one for one مرحله اي غالبا" مربوط به يک اسمبلر که، در آن يک جمله زبان منبع به يک دستور کار، زبان ماشين تبديل مي شود usually معمولاً، غالباً، برحسب معمول very often بيشتر اوقات، غالباً balsa = balsa wood، يک نوع چوب بسيار سبک که غالبا براي قايق سازي، و ساخت هواپيماهاي مدل از آن استفاده ميشود . freuqently زود زود، بارها، مکررا