غایب معنی انگلیسی absentee absent away defaulter واژههای انگلیسی با این معنی absent غايب، مفقود، غير موجود absentee landlord مالک غايب absentee مالك غايب، غايب، مفقودالاثر hide-and-seek بازي غايب شدنک، چشم بندک lost and untraceable غايب مفقودالاثر missing person غايب مفقودالاثر call the roll حاضر و غايب کردن absenteeism حالت غايب بودن، غيبت roll-call حاضر و غايب (کردن) blind score امتياز اضافي به تيمي که عضو آن غايب يا، اخراج شده و جانشيني ندارد (بولينگ) disappearing target هدف ناپديد شونده، هدف غايب شونده، هدف ناپايدار awol (درنظام)، غايب بدون اجازه . call up درخواست شناسايي شبکه، درخواست اعلام شناسايي در شبکه، حاضر و غايب کردن ايستگاههاي بي سيم