غرق آب معنی انگلیسی waterlogged واژههای انگلیسی با این معنی waveson اموال آب آورده بعد از غرق کشتي flotsam and jetsam کالايي که پس از غرق شدن کشتي برروي آب، شناور است، کالاهايي که توسط ناخداي کشتي submerge در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن submersion غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي) submergence غوطه ور سازي، زير آب فرو بري، غرق (سازي)