غیر نظامی معنی انگلیسی civil civilian noncombatant واژههای انگلیسی با این معنی demilitarization غير نظامي کردن، تشکيل منطقه بي طرف، تشکيل منطقه غير نظامي irregular force قواي غير نظامي، قواي چريکي plain dress لباس غير نظامي civil defense پدافند غير نظامي، پدافند از مناطق شهري civil aircraft هواپيماي غير نظامي civil service خدمات کشوري (غير نظامي)، خدمات اجتماعي. camp follower اشخاص غير نظامي که همراه قشون حرکت، ميکنند. plain clothes ساده پوش، غير نظامي پوش quirites مردم، مردم غير نظامي demilitarized zone منطقه بي طرف، منطقه غير نظامي noncombatant غير مبارز، افراد غير نظامي.، غيرنظامي CCC مخفف:، سپاه غير نظامي پاسداشت محيط زيست، بنگاه اعتبارات توليدي civ مخفف:، مدني، شهري locarno treaty پيمان لوکارنو، پيمان منعقد بين آلمان، انگلستان