فایده معنی انگلیسی advantage benefit boon effect efficacy profit use utility واژههای انگلیسی با این معنی advantage فايده، صرفه، سود unavailing بي فايده، بيهوده unremunerative بي فايده، بيسود unprofitable بي فايده disutility عدم فايده، عدم مطلوبيت cost benefit ratio نسبت فايده، هزينه benefit cost analysis تحليل فايده، هزينه marginal benefit فايده نهائي benefits فايده رساندن، سودبردن، اعانه inefficaciously بطور بي فايده، ناسودمندانه، بي انکه سوديا فايده اي داشته باشد benefit-cost ratio نسبت هزينه و فايده benefit cost ratio نسبت فايده به هزينه benefit-cost analysis تحليل هزينه و فايده land poor داراي اراضي بي حاصل وکم فايده، زمين دار بي پول. futilitarian کسي که معتقد است کوشش بشر بي فايده وبي، نتيجه است. land-poor داراي زمين هاي زيادي که بي فايده است ويا، بگرورفته، زمين دار corollaries نتيجه، فايده، قضيه فرعي corollary نتيجه، فايده، قضيه فرعي gainless بي سود، بي فايده، بي منفعت bootless بي سود، بي فايده، بيهوده benefic بهره بردار، فايده برنده، نيکوکار marginal utility مطلوبيت نهائي، فايده نهائي public utility سود همگاني، فايده عمومي diminishing utility قانون تقليل تمايل به مصرف، اصل فايده نزولي، اصل تقليل تمايل به مصرف در آينده در اثر