فدرال
معنی انگلیسی
federal
واژههای انگلیسی با این معنی
- federal banks بانکهاي فدرال
- federal stock number شماره فني فدرال
- antifederalist مخالف نظام فدرال، مخالف تصويب قانون اساسي امريکا، وابسته به جمهوريخواهان پيروتوما
- bundestag مجلس فدرال آلمان، بوندستاگ
- FBI مخفف : دفتر بازرسي فدرال
- FTC مخفف: اداره ي فدرال بازرگاني
- FCC مخفف : اداره ي فدرال ارتباطات
- fmc مخفف: کميسيون فدرال دريانوردي
- federal reserve system نظام فدرال رزرو (ايالات متحده)
- FRS مخفف: سيستم بانکي فدرال امريکا
- federal privacy ACT قانون فدرال که از آشکار شدن پرونده، پرسنلي افراد توسط عوامل دولتي يا طرفهاي، قرارداد آن جلوگيري مي کند
- FAA مخفف : اداره ي هواپيمايي دولت فدرال
- fcic مخفف : اداره ي فدرال بيمه ي فرآورده هاي، کشاورزي
- FDIC مخفف : شرکت فدرال بيمه ي سپرده هاي بانکي
- cj مخفف: قاضي کل، رئيس دادگاه عالي فدرال
- F.B.I (federal burebu of investigation)، اف .بي .آي .، اداره فدرال تحقيقات
- Yankee اهل new-england، سربازايالات شماليدرجنگ داخلياتازوني-، امريکايي
- member banks بانکهاي عضو، در ايالات متحده کليه بانکها، براساس اساسنامه خود بايستي عضو نظام
- E-c-s-c European coal & steel commission، جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا، سازمان متشکل از نمايندگان بلژيک