فرایند
معنی انگلیسی
process
واژههای انگلیسی با این معنی
- manufacturing process فرايند ساخت، پويش ساخت
- mental process فرايند ذهني
- budget process فرايند بودجه، مراحل بودجه
- production process فرايند توليد، جريان توليد
- decision process فرايند تصميم
- markov process فرايند مارکف
- historical process فرايند تاريخي، پويش تاريخي
- output process فرايند خروجي.
- selective process فرايند گزينشي
- discriminal process فرايند افتراقي
- sequential process فرايند ترتيبي.
- pultrusion process فرايند کشش راني
- process of industrialization فرايند صنعتي شدن
- starting procese فرايند راه اندازي
- irreversible process فرايند برگشت ناپذير
- primary process thinking انديشيدن در فرايند نخستين
- random process پويش تصادفي، جريان تصادفي، فرايند تصادفي
- harrod domar equation معادله هارود - دومار، در اين معادله نرخ رشد توليد ناخالص ملي، بطور مستقيم وابسته به نرخ پس انگازهاي