فرزی معنی انگلیسی briskness reflexes speediness zap واژههای انگلیسی با این معنی cluster mill فرزي که متشکل از دو نورد متحرک کوچک که، هر کدام از آنها به وسيله يک جفت نورد، بزرگ حائل و به حرکت در مي آيد nimblenesss چابکي، فرزي، زيرکي celerity سرعت، تندي، فرزي promptitude تندي، فوريت، سرعت