فرساینده معنی انگلیسی gnawing erosive grueling gruelling strenuous wearing واژههای انگلیسی با این معنی overdischarge of battery تخليه فرساينده باتري grueling خسته کننده، فرساينده، تنبيه کننده . gruelling خسته کننده، فرساينده، تنبيه کننده . attrition minefield ميدان مين فرسايشي، ميدان مين فرساينده دريايي wearing پوشيدني، وابسته به پوشيدن، فرساينده