فرمان حرکت معنی انگلیسی marching orders واژههای انگلیسی با این معنی marching orders فرمان حرکت براي جنگ tent striking فرمان ضد استقرار، فرمان آماده حرکت شدن يکانها route راه، خط سير، مسير march order فــرمان حــاضر به راه (توپخانه يا موتوري)، حاضر براه کردن، دستور حرکت route order ترتيب حرکت در روي جاده، حرکت به ستون راه، فرمان ستون راه رو advance march فرمان پيش، پيشروي، حرکت به جلو