فروتنی کردن معنی انگلیسی condescend stoop واژههای انگلیسی با این معنی abase oneself فروتني كردن cringe چاپلوسانه فروتني کردن، خودراجمع کردن، دولاشدن condescend سرفرودآوردن - تمکين کردن - فروتني کردن truckle سر فرود آوردن، چاپلوسانه، فروتني کردن vail پايين اوردن، برداشتن، فروتني کردن