فرود (هواپیما)
معنی انگلیسی
landing touchdown
واژههای انگلیسی با این معنی
- forced landing فرود اجباري هواپيما
- landing aids وسايل کمک ناوبري فرود هواپيما، وسايل کمکي فرود هواپيما
- glide slope زاويه فرود آزاد هواپيما يا موشک
- landing beam نورافکن هدايت زميني هواپيما براي فرود
- land arm mode سيستم کامپيوتري کنترل دستي و خودکار، فرود هواپيما
- slope of falp شيب زاويه فرود، شيب فرود هواپيما
- angle of approach زاويه تقرب هواپيما، زاويه فرود هواپيما
- marker circle دايره مشخص کننده مرکز منطقه فرود هوايي، يا باند فرود هواپيما
- final approach مسير نهايي فرود، مسير نهايي فرود هواپيما
- landing wires سيمهايي براي متحمل شدن نيروهاي وارد بر، سازه هواپيما در حال فرود
- anti-spin سيستمي براي جلوگيري از چرخش چرخهاي، هواپيما هنگاميکه ارابه فرود خارج از، هواپيما قرار دارد
- ease turn سرعت چرخش فرود، چرخيدن يا دور زدن هواپيما براي فرود
- radio approach دستگاه تقرب راديويي، دستگاه هدايت فرود هواپيما بوسيله بي سيم
- terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد
- pickup field زمين باز بدون مانعي که هواپيما مي تواند، در آن فرود آيد، محوطه سوار شدن در هواپيما
- landing attack تک همراه با پياده شدن به ساحل، تک فرود يا پياده شدن به ساحل با کشتي يا، هواپيما
- design landing weight حداکثر وزن پيش بيني شده هنگام فرود، هواپيما براي استفاده در محاسبات طراحي
- GCA مخفف:، نزديک شدن هواپيما به فرودگاه تحت فرمان، برج مراقبت
- approach end نقطه شروع تقرب هواپيما، ابتداي محوطه دويدن هواپيما، ابتداي باند فرود
- instrument landing فرود کور، فرود با استفاده از دستگاههاي، کنترل هواپيما و برج مراقبت
- localizer آنتن سمت نما يا تعيين کننده محل هواپيما، نسبت به مسير باند فرود
- glide path مسير فرود آزاد، مسير حرکت آزاد يا، پرواز آزاد هواپيما يا موشک
- approach schedule برنامه تقرب هواپيما به باند، ترتيب فرود هواپيماها روي باند
- landing area منطقه فرود، منطقه نشستن هواپيما، منطقه پياده شدن به ساحل