فسیل معنی انگلیسی fossil واژههای انگلیسی با این معنی phytogenic fossil فسيل گياه زاد ichnite سنگواره جاي پا، اثر پاي فسيل شده . ammonite صدف، فسيل جانور نرم تني که منقرض شده است، (امونيت ها). paleozoology ديرين جانور شناسي، شعبه اي از ديرين شناسي که باسنگواره ها، وجانوران فسيل شده سروکار دارند.