فصلی معنی انگلیسی seasonal seasonally واژههای انگلیسی با این معنی capitular فصلي، مربوط بفصل . ephemeral stream رود فصلي، رودي که در موقع بارندگي آب، در آن جريان دارد seasonal work کار فصلي seasonal index شاخص فصلي seasonal storage مخزن فصلي season ticket بليط فصلي. seasonal unemployment بيکاري فصلي seasonal adjustment تعديلات فصلي seasonal fluctuation نوسانات فصلي seasonal variations تغييرات فصلي seasonal موسمي، فصلي gandey dancer کارگر راه اهن، کارگر فصلي، کارگر سيار. sectional بخش بخش، قسمت قسمت، قطعه قطعه life cycle hypothesis فرضيه درآمد در طول عمر، فرضيه اي است، که بر اساس آن مصرف وابسته به درآمدهاي