فلکی
معنی انگلیسی
heavenly
واژههای انگلیسی با این معنی
- firmamental فلکي، اسماني
- celestial body صورت فلکي، صور فلکي
- astrodome نيم کره فلکي، گنبد رصدخانه
- Ara صورت فلکي آرا، آتشدان، مجمره
- Auriga صورت فلکي کالسکه چي
- circumpolar constellation صورتهاي فلکي دور قطبي، صورتهاي فلکي پيرا قطبي
- constellate بشکل صورت فلکي درآوردن - نشان دارکردن -، مرصع کردن
- constellation صورت آسماني - صورت فلکي - برج - گروه اختر
- constellatory وابسته بصورت آسماني، مانند صورت فلکي
- celestial navigation ناوبري نجومي، ناوبري با استفاده از صور فلکي
- stellar guidance سيستم هدايت نجومي موشکهاي هدايت شونده، (هدايت موشک با استفاده از صور فلکي)
- Aries حمل، بره، صورت فلکي بره
- Argo سفينه، کشتي، صورت فلکي سفينه
- celestial guidance سيستم هدايت نجومي موشک، هدايت موشک يا، قمر مصنوعي با استفاده از صور فلکي
- astro اژدر زيردريايي، مربوط به نجوم، نجومي
- andromeda امراه المسلسله، زن با زنجير بسته، اندروميدا