فوق
معنی انگلیسی
top
واژههای انگلیسی با این معنی
- super quick فوق آني، ماسوره فوق آني
- hyperfine فوق ظريف
- hyperphysical فوق طبيعت، خارق العاده
- supernatural فوق طبيعي، خارق العاده
- forementioned فوق الذکر
- metasymbol فوق نماد.
- superconductivity فوق هدايت
- extraordinary فوق العاده، ويژه، مخصوص
- exorbitant فوق العاده، خيلي زياد، بيش ازحد
- inestimable فوق العاده، گرانبها، تقدير ناپذير
- epigastrium فوق المعده، رودل، رومعده
- extra special فوق العاده، ويژه، مخصوص
- ripsnorting فوق العاده، عالي.
- extracurricular فوق برنامه
- supergroup فوق گروه .
- transnormal فوق العاده
- extraordinariness فوق العادگي
- metacharacter فوق کاراکتر
- supersaturation فوق سير شدن
- above-mentioned مذکور در فوق، نام برده در بالا
- supercomputer فوق کامپيوتر، ابرکامپيوتر
- metacompiler فوق کامپايلر
- hypergolic fuel سوخت فوق حساس، سوخت خيلي حساس به اشتعال
- above mentioned مذكور در فوق، نام برده در بالا