فکرکردن معنی انگلیسی reflect واژههای انگلیسی با این معنی think انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن thinkably انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن bethink انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن bethought انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن premeditate از پيش انديشه کردن، پيش از وقت فکرکردن، از پيش تصيم گرفتن enlighten اگاهي دادن، راهنمايي کردن، روشن فکرکردن