فیلسوف معنی انگلیسی philosopher واژههای انگلیسی با این معنی philosopher فيلسوف، حکيم، دانشمند cynic فيلسوف کلبي، کسيکه نسبت بديگران بيزاروبدبين وعيبجواست gymnosophist فيلسوف برهنه، مرتاض برهنه stoic (فيلسوف) رواقي stoical (فيلسوف) رواقي Hussite پيرو جان هاس فيلسوف اهل بوهم، وابسته به جان هاس و انديشه هاي ديني او kantian وابسته به kant فيلسوف الماني bruno ژوردانو برونو فيلسوف ايتاليايي acadmist عضو انجمن دانش يا فرهنگستان، فيلسوف آكادمي machiavellism ماکياوليسم، اصول عقايد ماکياولي فيلسوف و سياستمدار، ايتاليايي قرن 15 که فلسفه استبداد جديد dialectical materialism ماترياليسم ديالکتيک، نوعي تحليل تاريخي، است که اولين بار بوسيله کارل مارکس philosophic فلسفي، فيلسوفانه، حکمتي