قاتل معنی انگلیسی guzzler murderer slayer killer واژههای انگلیسی با این معنی manslayer قاتل، ادمکش. murderess قاتل (زن) murderous آدم کش، قاتل، قتل آميز murderer آدم کش، قاتل، خوني voluntary manslaughter قتل غير عمد با سوء نيت نسبي، عبارت از حالتي است که قاتل در اثر غلبه، هيجان و غليان احساسات مرتکب قتلي شود deadlier کشنده، مهلک، قاتل deadliest کشنده، مهلک، قاتل deadly کشنده، مهلک، قاتل assassinator آدم کش، خوني، قاتل cutthroat آدم کش، خوني، قاتل wolfsbane اقونطيون، تاجالملوک، قاتل الذئب. parenticide پدر کش، مادر کش، قاتل والدين