قدامی معنی انگلیسی anterior fore front واژههای انگلیسی با این معنی bregma ملاج قدامي، محل برخورد درز تاجي و درز سهمي در جمجمه، جلو سر ventral root ريشه قدامي anterior commissure بافت رابط قدامي premedial واقع در نيمه قدامي . premedian واقع در نيمه قدامي . endbrain جلوترين قسمت قدامي مغز. acron قسمت قدامي حيوانات بنددار. forequarter ربع قدامي خارجي بدن يا لاشه حيوانات.، دست و شانه ي جانور inferoanterior فرودين - پيشين، تحتاني و قدامي olivary body بر آمدگي جلو پياز مخ، برآمدگي قدامي بصل النخاع acrosome زبر تن، برجستگي قدامي سلول جنسي نر. L.H. = luteinizing hormone، هورمون مترشحه ازلوب قدامي هيپوفيز که کارش تشکيل، جسم زرد و حمايت از آن در تخمدان است. end-brain = telencephalon، قسمت اعظم مغز جلوئي که بخصوص شامل نيمکره هاي، مغزي و همچنين منطقه مجاور قسمت قدامي بطن سوم و A. نشانه اختصاري واژه هاي زير است :، جاذب absorbance، تطابق accommodation