قطع برق معنی انگلیسی disconnected failure short circuit واژههای انگلیسی با این معنی two way switch قطع و وصل کننده برق از دو طرف، کليد دو راهه power outege قطع قدرت، قطع برق. outage قطع، قطع برق. black out خاموشي، قطع کامل برق. power fail restart سهولتي که يک کامپيوتر را قادر مي سازد، تا پس از قطع برق به عمليات عادي خود، برگردد power down خاموش کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام خرابي برق يا قطع، عمليات ممکن است توسط کامپيوتر براي power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد cut out جدا کردن در اثر بريدن، کندن، برش دادن EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory power failure قطع قدرت، خرابي برق.