قطع شده معنی انگلیسی cut واژههای انگلیسی با این معنی crossest قطع شده air-break contactor کنتاکتور قطع شده هوايي after-hearing شنيدن صدا بعد از اينکه محرک صدا قطع شده است irrespective بي اعتنا، بي توجه، قطع نظر شده sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory autotomy قطع عضو خود که در تله و غيره گير افتاده، يا مصدود شده است، خودبري