قلچماق معنی انگلیسی brawny nimble rugged sturdy tough vigorous واژههای انگلیسی با این معنی muscleman آدم عضلاني، آدم گردن کلفت، قلچماق yeomanly خرده مالک، کشاورز، مالک جزء. wally عالي، خوب.، درشت