قوش
معنی انگلیسی
falcon
واژههای انگلیسی با این معنی
- buteo قوش
- tercel قوش نر، قوش چاردانگ
- female f. قوش طور، قوش ماده
- hawkweed علف قوش، قوش علف
- male f.or tercel قوش جره
- hawking قوش بازي، شکارباباز، سرفه براي بيرون اوردن خلط
- falconry قوش بازي، بازداري، بازشکاري
- white goshawk قوش طرلان
- eyas قوش اشياني، قوش دست طولک
- opalescence روشنايي قوش و قزحي
- peregrin falcon يکجور قوش تيز پرکه قوش بازان بدان دلبستگي، دارند
- hawk باز، قوش، بابازشکارکردن
- huckstering باز، قوش، بابازشکارکردن
- falcon باز، قوش، شاهين
- spavin اماس مفصل خرگوشي اسب، قره قوش
- goshawk باز، قوش قزل، الاطوغان
- hawkbell زنگوله، زنگوله اي که بپاي قوش يابازمي بندند
- eagle دال، عقاب، قره قوش
- falconine بازي، بازمانند، قوش وار
- peregrine بيگانه، ازخارجه امده، مسافر