لحیم کاری معنی انگلیسی weld واژههای انگلیسی با این معنی lead-tin solder قلع لحيم کاري blow torch چراغ لحيم کاري، کوره لحيم کاري، فشنگ جوش کاري solderable قابل لحيم کاري soldering fluid مايع لحيم کاري induction brazing لحيم کاري القائي، زرد جوشکاري القائي dip brazing لحيم کاري غوطه اي hatchat soldering copper هويه لحيم کاري چکشي sweating heat گرماي لحيم کاري غير مستقيم soldering blowpipe لوله لحيمکاري، چراغ لحيم کاري soldring iron هويه، هويه لحيم کاري. LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)