لوله کشی
معنی انگلیسی
line plumbing
واژههای انگلیسی با این معنی
- pipe laying لوله کشي، دسيسه اي که عبارت است از الت کردن ديگران
- pipe-laying لوله کشي
- plumbing work لوله کشي
- pipe fitting لوله کشي.
- network of pipes شبکه لوله کشي
- plumber's tool ابزار لوله کشي
- conduit wiring سيم کشي از لوله
- lands and grooves خان کشي لوله توپ، برجستگيها و فرورفتگيهاي خان
- plumbing لوله کشي خانه ها، سرب کاري
- aircraft plumping لوله کشي هواپيما
- pipe reticulation (وسائل) لوله کشي
- fixtures لوازم برقي و لوله کشي
- stuffing tube لوله هاي کانال کشي ناو
- freshwater system سيستم لوله کشي آب شيرين
- plumbery لوله کشي (کارخانه) سرب کاري
- pipeage ترابري بوسيله لوله، لوله کشي، عوارض ياحق حمل بوسيله لوله .
- pipeline assets وسايل و لوله هاي سوخت رساني، سيستم لوله کشي، وسايل نصب لوله
- lead work سرب کاري، لوله کشي خانه ها، شيشه اندازي
- rechamber تجديد خان کردن، خان کشي مجدد لوله، دوباره به داخل لوله راندن
- borescope بورسکوپ، وسيله ديدن خان کشي داخل لوله
- canalization ترعه سازي، نهرسازي، لوله کشي
- network شبکه، خطوط مشبک، لوله کشي بطور مشبک