ماد معنی انگلیسی matter واژههای انگلیسی با این معنی Media ماد، کشور ماديا مد matricidal ماد رکش، منني بر مادر کشي mod به پيمانه .، جوان شيک پوش، ماد ambiances نقوش و تزئينات اطراف يک تابلو نقاشي، محيط، ماد