مادون
معنی انگلیسی
beneath infra- sub- subordinate under
واژههای انگلیسی با این معنی
- infrasonic مادون صوت
- infera-red مادون قرمز
- infrared مادون قرمز
- subhuman مادون انسان، داراي صفاتي شبيه انسان.
- infrasonic wave موج مادون صوت
- subsonic flow جريان مادون صوت
- thermal imagery عکاسي مادون قرمز، عکاسي با اشعه حرارتي مادون قرمز
- infrasonic frequency فرکانس مادون صوت
- subnormality مادون عادي بودن.
- infrared viewer دوربين مادون قرمز، دوربين ديدباني شبانه
- infrared imagery عکسبرداري مادون قرمز، عکاسي با استفاده از اشعه مادون قرمز
- infrasonic frequency range ناحيه فرکانس مادون صوت
- infrared line scan رديابي خطي با اشعه مادون قرمز، رديابي مستقيم با مادون قرمز
- thermal crossover تقابل حرارتي در عکاسي مادون قرمز
- praetorian وابسته به قدرت قضاوت مادون کنسولي رومي.
- infrared resolution تجزيه و تحليل و کاوش هدف با عکاسي، مادون قرمز
- infrared ray اشعه فرو سرخ، اشعه مادون قرمز، پرتو مادون قرمز
- sniper scope دوربين تيراندازي بوسيله تيراندازان ماهر، دوربين مادون قرمز ديدباني در شب
- contraction ratio نسبت مساحت سطح مقطع بيشنه تونل باد، مادون صوت به مساحت سطح مقطعي که کار، انجام ميدهد
- upwash حرکت هوا بطرف بالا در جلوي لبه حمله بال، مادون صوت که منجر به توليد برا ميگردد
- thermal shadow سايه هاي حرارتي، سايه روشن حرارتي (در عکاسي مادون قرمز)
- radiant exposure پخش حرارت يا انرژي حرارتي، وسيله، عکسبرداري مادون قرمز يا انرژي حرارتي
- behindhand باقي دار، پس افت دار، عقب ازرسم جهان
- Mister آقاي، آقا، مسيو