مادون قرمز معنی انگلیسی infrared واژههای انگلیسی با این معنی infera-red مادون قرمز infrared مادون قرمز thermal imagery عکاسي مادون قرمز، عکاسي با اشعه حرارتي مادون قرمز infrared viewer دوربين مادون قرمز، دوربين ديدباني شبانه infrared imagery عکسبرداري مادون قرمز، عکاسي با استفاده از اشعه مادون قرمز infrared line scan رديابي خطي با اشعه مادون قرمز، رديابي مستقيم با مادون قرمز thermal crossover تقابل حرارتي در عکاسي مادون قرمز infrared resolution تجزيه و تحليل و کاوش هدف با عکاسي، مادون قرمز infrared ray اشعه فرو سرخ، اشعه مادون قرمز، پرتو مادون قرمز sniper scope دوربين تيراندازي بوسيله تيراندازان ماهر، دوربين مادون قرمز ديدباني در شب thermal shadow سايه هاي حرارتي، سايه روشن حرارتي (در عکاسي مادون قرمز) radiant exposure پخش حرارت يا انرژي حرارتي، وسيله، عکسبرداري مادون قرمز يا انرژي حرارتي