پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
مامور نظارت بر مجرمان مشمول آزادی مشروط (حقوق)
معنی انگلیسی
probation officer
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن