ماه
معنی انگلیسی
moon M satellite
واژههای انگلیسی با این معنی
- crescent ماه، نو، ماهچه
- lanternmoon ماه، مهتاب
- moon ماه، مهتاب
- month ماه
- pewee ماه
- phoebe ماه
- new moon ماه نو، هلال
- full moon ماه پر، بدر
- moonseed تخم ماه، وابسته به گياهان حاره اي تيره ي، Menispermaceae از راسته ي Ranunculales
- fence-month ماه قرق، ماهي که شکارگوزن ياماهي گيري دران ممنوع است
- lunation دور ماه، دور قمر، ماه گردش
- lunary علف ماه، رشاد جبلي، رشاد کوهي
- moonstruck ماه زده، ديوانه، فاسد شده
- moonwort غلف ماه، رشاد جبلي
- honeymoon ماه عسل
- labourfalse ماه درد
- selenography شرح ماه
- half moon نصفه ماه، تربيع اول وثاني، زن قحبه
- Luna الهه ماه، ماه .، ماه
- lunarian ماه شناس، ساکن ماه
- phases of moon اهله ماه، اهله قمر
- lunar eclipse گرفت ماه، خسوف
- lunar month ماه قمري
- maytide ماه مه .