ماهیگیری کردن معنی انگلیسی fish واژههای انگلیسی با این معنی overfish زياده از حد در محلي ماهيگيري کردن، فزون گيري کردن turtle knot گره وصل کردن طعمه ماهيگيري به راهنما still hunt ماهيگيري بطور قاچاق وغير مجاز، بطور قاچاقي ماهيگيري کردن. buck شوکا، گوزن نر، خرد کردن snap swivel حلقه گردان با گيره فلزي براي وصل کردن، طعمه ماهيگيري به آن