مبنا
معنی انگلیسی
base principle tenet
واژههای انگلیسی با این معنی
- datum line خط مبنا، خط مبداء، خط مقايسه
- datum deck پل مبنا
- grade-line خط مبنا
- basic load بار مبنا، بار مبناي مهمات يا وسايل
- flash color رنگ مبنا، رنگ اصلي، زمينه
- base number عدد مبنا، عدد پايه
- reference cell پيل مبنا، پيل مرجع
- flat paint رنگ مبنا، زمينه
- base peak پيک مبنا
- reference phase فاز مبنا
- reference point نقطه مبنا، نقطه برگشت، نقطه نشاني
- design speed سرعت مبنا، سرعت مشخصه، تندي پايه
- base speed سرعت مبنا، سرعت منتجه
- basis price قيمت مبنا، قيمت پايه
- chart base چارت مبنا، چارت مادر
- base period زمان مبنا
- base point نقطه مبنا
- bottom plate صفحه مبنا
- radix complement مکمل مبنا
- base camp پايگاه مبنا، پايگاه اصلي، کمپ اصلي
- basic capacity گنجايش مبنا، گنجايش پايه
- base mortar خمپاره مبنا، قبضه مبنا
- reference electrode الکترود مبنا، الکترود مرجع
- data base مبنا? اطلاعات