متحرک معنی انگلیسی dynamic floating mobile movable mover moving peripatetic walking واژههای انگلیسی با این معنی movable dam سد متحرک، سدي که قابل انتقال بوده و، مغمولا در مسير سيل قرار مي دهند movable bridge پل متحرک، پلي که ميشود جابجا نمود drawbridge پل متحرک mobile warfare جنگ متحرک، جنگ سيال، جنگي که در آن طرفين با مبادله آتش و crossing target هدف متحرک، هدفي که در سمت حرکت مي کند، هدف عبور کننده در مسير رژه (ضد هوايي) transient target هدف متحرک، هدف موقت، هدف درحال حرکتي animater متحرک ساز، ان?م?شن ساز mobile charge بار متحرک mobile phase فاز متحرک travelling load بار متحرک diarthrosis مفصل متحرک، بندجنبنده mobile home خانه متحرک، تريلي. cabin scooter قفسه متحرک floating kidney کليه متحرک semimobile نيمه متحرک wanding kidney کلبه متحرک escalator پلگان متحرک floating tool ابزار متحرک slide-valve دريچه متحرک walking dictionary فرهنگ متحرک travelling crane جرثقيل متحرک، جرثقيل رونده، بارانگيز خودرو draw-arch طاق پل متحرک floating capital سرمايه متحرک floating crane جرثقيل متحرک