متخصص معنی انگلیسی au fait chiropractor expert specialist technician واژههای انگلیسی با این معنی specialist متخصص technician متخصص فني، عالم به اصطلاحات (فني) cambist متخصص ارز، ارزنامه، دلال برات gas man متخصص گاز، لوله کش گاز e. advice نظر متخصص ophlhalmologist متخصص چشم skilled witness شاهد متخصص، کارشناس، اهل خبره financial e. متخصص مالي specialist engineering مهندس متخصص hygeist متخصص بهداشت، بهداشت دان، عالم به علم حفظ الصحه hygienist متخصص بهداشت، بهداشت دان، عالم به علم حفظ الصحه theolog متخصص الهيات، دانشمند علم دين، طلبه علوم ديني. theologue متخصص الهيات، دانشمند علم دين، طلبه علوم ديني. cosmetician متخصص زيبايي، فروشنده ي لوازم آرايش obstetrician متخصص مامايي، متخصص قابلگي theologian متخصص الهيات، حکيم الهي outrebound متخصص ريباند ceramicist متخصص سفالگري، سازنده ظروف سفالين. skilled workers کارگران متخصص ideologist متخصص علم تصور، آدم خيالي، آدم رويايي computer professional متخصص کامپيوتر computer specialist متخصص کامپيوتر data entry specialist متخصص داده دهي media specialist متخصص رسانه ها