متراکم کردن معنی انگلیسی compact compress واژههای انگلیسی با این معنی compaction متراکم کردن soil consolidation متراکم کردن خاک compress بهم فشردن، روي هم چپاندن، متراکم کردن densify چگال کردن، متکاسف، متراکم کردن. aggregate جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به aggregator جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به agglomerate گرد کردن، گرد آوردن، انباشتن