متریک معنی انگلیسی metric واژههای انگلیسی با این معنی metric horsepower اسب بخار متريک meteric ton تن (سلسله آحاد متريک) reaumur temperature scale اشل دمايي در سيستم غير متريک pieze واحد فشاري در سيستم غير متريک steradian واحد زاويه صلب در سيستم متريک kilobar واحد سنجش فشار در سيستم متريک برابر با، هزار کيلوبار thermie واحد کار يا انرژي الکتريکي در سيستم متريک C.G.S. = centimeter - gram - second، واحد متريک، سانتيمتر - گرم - ثانيه که جهت اندازه گيري metricate تبديل به سازگان متري کردن، به سيستم متريک پيوستن weber وبر، واحد شار مغناطيسي در سيستم متريک bathymetric مربوط باندازه گيري عمق، وابسته به ژرفاسنجي، باتي متريک galico گاليله، واحد شتابهاي بسيار کم در، سيستم غير متريک G. -1 نشانه مقدار ثابت نيوتون براي نيروي جاذبه، -2 مخفف کلمات زير است :، گرم