متملق معنی انگلیسی unctuous flatterer obsequious subservient sycophant toady واژههای انگلیسی با این معنی fawner متملق، چاپلوس، سبزي پاک کن flatterer چاپلوس، متملق، تملق گو obsequious چاپلوس، متملق، شبزي پاک کن sycophantic چاپلوس، متملق، مفت خور sycophant ادم چاپلوس، متملق، (ادم) مفت خور footlicker آدم چاپلوس، متملق، انگل toadied چاپلوس، متملق، کاسه ليس toadies چاپلوس، متملق، کاسه ليس toady چاپلوس، متملق، کاسه ليس gnathonic چاپلوس، متملق toadeater چاخان، متملق. flattering تملق اميز، چاپلوسانه، متملق adulator چاپلوس، مداح، متملق subservient بدرد خورند، سودمند، مفيد (براي رسيدن بمقصودي)