متوفی معنی انگلیسی deceased defunct departed lamented واژههای انگلیسی با این معنی nonagium عشر ماترک متوفي که به کشيش کليساي محل، مي رسيده است creditor's bill رسيدي که بستانکار متوفي در مقابل دريافت، مقداري از ترکه به عنوان تصفيه حساب، به decd مخفف: مرده، متوفي decedent شخص درگذشته، شخص متوفي deat benefit وظيفه يا پولي که کارفرما بعيال و اولاد کارگر، متوفي ميدهد، مقرري. plene administravit دفاع امين يا مدير ترکه در مقابل دعاوي، مطروحه عليه متوفي، بر اين مبنا که plene administrative preter دفاعي مبني بر اين که مقداري از مال، متوفي هنوز باقي است quando acciderint هر گاه بدست آيد، وقتي مدير ترکه در مقابل غرماء متوفي به، دفاع در دست نبودن مالي از متوفي متوسل deceased درگذشته، مرده، متوفي defunct مرده، درگذشته، متوفي real representative قائم مقامي حقيقي يا واقعي، سمت وراث يا مدير ترکه نسبت به اموال، غير منقول متوفي proof of debt دليل طلب، سندي که از طرف بستانکار شخص ورشکسته يا، متوفي يا شرکت در حال تصفيه ارائه مي شود