مجریه معنی انگلیسی administrative واژههای انگلیسی با این معنی e. power قوه مجريه، نيروي اجرايي executive power قوه مجريه، قوه اجرائيه executive commission هيات رئيسه، هيات مجريه parliamentarism حکومت پارلماني، سيستمي که در آن قوه مجريه در مقابل، پارلمان جوابگو و مسئول اعمال خود باشد exec مخفف:، مدير اجرايي، مجريه executive اجرائي، مجري، قوه مجريه