محافظه کار معنی انگلیسی button-down conservative old-fashioned right Tory uncommunicative واژههای انگلیسی با این معنی standpat محافظه کار، تغيير گريز conservative محافظه کار unprogressive محافظه کار conservative party حزب محافظه کار، يکي از دو حزب مهم سياسي انگلستان که، جانشين حزب " توري " است که حزب اخير در old guard محافظه کار سياسي، صنوف صاحب اعتبار قديم. ultraconservative بيش از حد محافظه کار، خيلي محتاط. toryism اصول وعقايد حزب محافظه کار، محافظه کاري. mossyback ادم کهنه پرست يا محافظه کار، ماهي يا لاک پشت پير. mossback آدم کهنه پرست يا محافظه کار Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ويکتوريا.، محافظه کار، امل hunker کهنه پرست، محافظه کار neoconservative محافظه کاري نوين، محافظه کار نوين nervous nellie ادم ترسو و بي اثر، ادم محافظه کار و بي خاصيت. old line داراي قدرت در اثر ارشديت، ارشد، محافظه کار.