محرکه
معنی انگلیسی
locomotive motive
واژههای انگلیسی با این معنی
- impulse charge خرج محرکه، نيروي محرکه اوليه
- drive shaft محور محرکه، محور رانش
- driving clutch کلاج محرکه
- driving power قدرت محرکه
- driving force نيروي محرکه
- driving pulley قرقره محرکه
- firepower نيروي محرکه
- group drive محرکه گروهي
- motivational factors عوامل محرکه
- gasoline driven محرکه بنزيني
- lineshaft drive محرکه انتقال
- motor drive محرکه موتوري
- variable speed drive محرکه پله اي
- rear axle drive محرکه چرخ عقب
- electric drive محرکه الکتريکي
- main drive motor موتور محرکه اصلي
- cone pulley drive محرکه صفحه پله اي
- induced E.M.F. نيروي محرکه القائي، ولتاژ القائي
- diesel-driven generation set دستگاه محرکه ديزلي
- hydropower قوه محرکه مولد برق.
- magneto E.M.F. نيروي محرکه مغناطيسي
- magnetomotive force نيروي محرکه مغناطيسي
- back voltage نيروي ضد محرکه الکتريکي
- dynamoelectric داراي نيروي محرکه برقي.