محل استقرار معنی انگلیسی emplacement settlement واژههای انگلیسی با این معنی trailer camp محل استقرار ترايلربا اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . trailer court محل استقرار ترايلر با اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . trailer park محل استقرار ترايلر با اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . flatbed رختخواب وسيع، محل استقرار پهن و باز، داراي صفحه ي پرس افقي location of industry تعيين مکان صنعت، تعيين محل استقرار صنعت gun post مزغل توپ يا تفنگ (دريايي)، سوراخ محل استقرار لوله توپ location theory نظريه تعيين مکان، نظريه تعيين محل استقرار صنعت