محل نگهداری معنی انگلیسی hold واژههای انگلیسی با این معنی baby farm محل نگهداري کودکان. catalogue library محل نگهداري کاتالوگها، قفسه کاتالوگها magazine area محل نگهداري مواد منفجره يا مهمات depositery امانتدار، محل نگهداري سپرده، نگهدارنده سپرده gasholder محفظه نگاهداري گاز، محل نگهداري بنزين. henhouse مرغدان، محل نگهداري مرغ وخروس، لانه ي مرغ spoin bank انبار مازاد، محل نگهداري وسايل مازاد، بر احتياج vivary پارک، جاي نگهداري حيوانات يا محل صيد ماهي ammunition depot انبار مهمات، محل تدارک مهمات، محل نگهداري مهمات fishnet نوعي تور که براي نگهداري يا کاشتن وسايل، استتار در محل خود به کار مي رود